شنبه 8 شهريور 1404 | Saturday 30 August 2025

رقابت نامزدهای انتخاباتی صبح امروز به ایستگاه آخر رسید که آمارها نشان می‌دهد برخی کاندیداها رقابت تنگاتنگی را در میزان آرا با یکدیگر دارند.

به گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر، رقابت نامزدهای انتخاباتی صبح امروز به ایستگاه آخر رسید و شب گذشته خیابان‌های شهر بوشهر در اوج شور انتخاباتی قرار داشت. هرچند که مردم از مدت‌ها قبل از آغاز این تبلیغات ناظر برخی اتفاقات ناگوار بودند اما به نظر می‌رسد که آن‌ها هنوز به آینده امیدوار باشند.

شب گذشته بازار تبلیغات در شهر بوشهر داغ‌تر از همیشه بود و هر ستادی از تمام ظرفیت خود برای تبلیغات استفاده می‌کرد تا نظر مردم را جلب کند. آنچه شب این شب‌ها دیده شد، رقابت سیستم‌های صوتی غول‌پیکری بود که با تمام وجود سعی داشتند حریف خود را حداقل در صدای آهنگ شکست دهند. هر کسی که امیدی کمتری برای پیروزی داشت، سعی می‌کرد با بلندتر کردن صدای نی‌انبان، آخرین تلاش‌های خود را برای جلب توجه کردن شهروندان انجام دهد تا شاید فرجی شود و ورق برگردد!

اینفلوئنسر ها وارد می‌شوند

ح.ل کاندیدای پرحاشیه این روزهای فضای مجازی که به‌واسطه تعدادی اینفلوئنسر معروف شده بود، زودتر از بقیه در جمع طرفدارانش حضور داشت. کسی که حالا محل تیکه پراکنی عابرین و ماشین‌های عبوری می‌شد و انگار هوادارن او نیز خیلی مسئله را جدی نگرفته بودند. ستاد این کاندیدا تا اینکه باید محل ارائه برنامه‌ها باشد، شبیه مراسم ازدواج با انواع آهنگ‌های بندری بود که نظر هر عابری را به خود جلب می‌کرد.

اینفلوئنسرها احتمالاً نمی‌دانند که برای تأمین یک هدف کوتاه‌مدت چه خیانتی و چه نوع از فرهنگ سیاسی را در ذائقه و سلیقه عموم پرورش می‌دهند؛ ذائقه و سلیقه‌ای که مردم را از فضای عقلانی به دور می‌کند و وارد فضای احساسی و هیجانی می‌کند.

چند می‌گیری تبلیغ کنی؟

شیوه‌های تبلیغاتی عموماً تقلیدی و در حد وسع جیب کاندیدا زرق‌وبرق بیشتری داشت. بعضی از کاندیداها انگار فقط حضور در انتخابات برای آن‌ها مهم بوده، چون وقتی از کنار ستادشان عبور می‌کردی، مدیریت آن را به یک داربست و یک سیستم صوتی داده بودند که سلکشن انتخابات را بازپخش می‌کرد.

کمی آن‌طرف‌تر عده‌ای جوان خوش بروشور و پوستر به دست، کاندیدی را معرفی می‌کردند و یا با آهنگی با رقص و هیاهو نظر ماشین‌های عبوری را به خود جلب می‌کردند. بعضی ستادها هم چهره‌های معروف، در آن خودی نشان می‌دادند. احتمالاً در این شب آخر به این نتیجه رسیده‌اند که کاندیدای موردنظر برنده روز جمعه خواهد بود.

در گوشه‌ای و به‌دوراز هیاهو، دو پاکبان را دیدم که روی صندلی تکیه داده بودند و نگاهشان به زیر پای مردم بود. صورتشان خسته بود و احتمالاً تا صبح نباید بخوابند و پوسترهای لگدمال شده نامزدها را از کف خیابان جمع کنند. وقتی به داخل ستادها هم نگاهی مینداختی می‌دیدی که هنوز کلی پوستر برای دور ریختن مانده است.

من طرفدار عدالتم!

در مبارزه سخت بین بلندگوها به‌سختی صدای کاندیدایی را می‌شنیدم که از ریخت‌وپاش‌ها شکایت می‌کرد و بقیه را متهم به مال‌اندوزی و ناکارآمدی در اجرای عدالت می‌نمود، درحالی‌که ستاد او در خیابان اصلی از لاکچری‌ترین ستادها بود.

گیج از تناقضات، ناگهان از پشت سرم صدای بوق بوق کاروان یکی از نامزدها نگاهم را به یک پراید مشکی داغون جلب کرد که خرامان‌خرامان به سمت ستاد خود می‌رفت. شیشه ماشین تا ته پایین بود تا همه آقای کاندیدا را ببینند که چگونه درویشانه سوار بر پراید 70 میلیونی خود آن‌ها را با لبخند مورد تفقد قرار می‌دهد؛ اما این پراید، ماشین‌های لوکسی همراهی می‌کرد که گیجی این‌همه تناقض در چند ثانیه قابل‌تحمل نبود.

جشن پیروزی نزدیک است

از کنار ستادها فاصله گرفتم که ترقه‌های آتش‌بازی گوشه‌ای از خیابان را به وجد آورد. ماشین‌ها لحظه‌ای توقف کردند تا شاهد آتش‌بازی‌ها باشند. خیابان قفل شد و رفت‌وآمد بین ماشین‌ها راحت‌تر از پیاده‌روها بود.

این حال و هوای گوشه از شهری بود ولی دورتر از آن در گوشه گوشه پیاده‌روها جمع‌های چند نفره را می‌شد دید که از دور شاهد این اتفاقات بودند و گرفتار بحث و نظر در مورد انتخابات بودند. به نظر می‌رسد جشن پیروزی برای همه ما نزدیک باشد.

استان بوشهر

Template Design:Dima Group